فرهنگ آریان‌پور

پژمرده

#۴۶٬۶۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

droopy

پژمرده

۲

sear

علامت داغ، پژمرده، خشکیده، از کار افتاده، خسته، خشکاندن، سوزاندن، داغ کردن پژمرده کردن یا شدن

۳

sere

تغییر و سیر تکاملى محیط زیست گیاهان و جانوران، خشک، خشکیده، پژمرده

۴

withered

پژولیده، پلاسیده، پژمرده، خشکیده، چروک خورده (از خشکى)

۵

withering

پژولیدن، پژمرده کردن یا شدن، پلاسیده شدن

۶

languorous

مست، ضعیف، پژمرده

۷

languishing

بیحال شدن، افسرده شدن، پژمرده شدن، بیمار عشق شدن، با چشمان پر اشتیاق نگاه کردن، با چشمان خمار نگریستن

۸

heartsick

پریشان، غمگین، ملول، دل آزرده، دل شکسته، نزار