فرهنگ آریانپور
پژمرده
#۴۶٬۶۷۱
droopy
پژمرده
sear
علامت داغ، پژمرده، خشکیده، از کار افتاده، خسته، خشکاندن، سوزاندن، داغ کردن پژمرده کردن یا شدن
sere
تغییر و سیر تکاملى محیط زیست گیاهان و جانوران، خشک، خشکیده، پژمرده
withered
پژولیده، پلاسیده، پژمرده، خشکیده، چروک خورده (از خشکى)
withering
پژولیدن، پژمرده کردن یا شدن، پلاسیده شدن
languorous
مست، ضعیف، پژمرده
languishing
بیحال شدن، افسرده شدن، پژمرده شدن، بیمار عشق شدن، با چشمان پر اشتیاق نگاه کردن، با چشمان خمار نگریستن
heartsick
پریشان، غمگین، ملول، دل آزرده، دل شکسته، نزار