فرهنگ آریانپور
پژمردن
#۴۶٬۶۶۹
fade
محو کردن، محو شدن، پژمردن، خشک شدن، کم رنگ شدن، بى نور شدن، کم کم ناپدیدى شدن
blight
باد زدگى یا زنگ زدگى، زنگار، آفت، پژمردن
sear
علامت داغ، پژمرده، خشکیده، از کار افتاده، خسته، خشکاندن، سوزاندن، داغ کردن پژمرده کردن یا شدن
wither
پژولیدن، پژمرده کردن یا شدن، پلاسیده شدن
shrivel
چروک شدن، چین خوردن، خشک شدن