فرهنگ آریان‌پور

پژمردن

#۴۶٬۶۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

fade

محو کردن، محو شدن، پژمردن، خشک شدن، کم رنگ شدن، بى نور شدن، کم کم ناپدیدى شدن

۲

blight

باد زدگى یا زنگ زدگى، زنگار، آفت، پژمردن

۳

sear

علامت داغ، پژمرده، خشکیده، از کار افتاده، خسته، خشکاندن، سوزاندن، داغ کردن پژمرده کردن یا شدن

۴

wither

پژولیدن، پژمرده کردن یا شدن، پلاسیده شدن

۵

shrivel

چروک شدن، چین خوردن، خشک شدن