واژههای فارسی←پزشک مقیم بیمارستانفرهنگ آریانپورپزشک مقیم بیمارستان#۴۶٬۶۱۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱internداخل شدن در، وارد کردن، توقیف کردن کار ورز، (پزشکى) انترن، پزشک مقیم بیمارستانواژههای نزدیک در الفباپزشک - افسر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپزشک - دام -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپزشک ارشدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپزشک امراض داخلیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپزشک بالینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپزشک بیماری های عمومیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر