فرهنگ آریان‌پور

پز دادن

#۴۶٬۵۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

blow

(past: blew ; past participle: blown) ـ دمیدن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدن

۲

boast

خرده الماسى که براى شیشه برى به کار رود لاف، مباهات، بالیدن، خودستایى کردن، سخن اغراق آمیز گفتن، به رخ کشیدن، رجز خواندن gussy

۳

flaunt

به رخ کشیدن، بالیدن، خرامیدن، جولان دادن، خودنمایى، جلوه

۴

roister

عیاشى و شب زنده دارى کردن، عیاش