فرهنگ آریان‌پور

پریشان شدن

#۴۶٬۵۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

put about

(در مورد کشتى) تغییر مسیر دادن، تغییر جهت دادن، برگشتن، پریشان شدن

۲

muddy

گل آلود، پر از گل، تیره، گلى، گلى کردن

۳

snarl

تله، کمند، گره، گرفتارى، گوریدگى، شوریدگى، بغرنجى، برجسته کردن، نمودار کردن، بغرنج کردن، دندان قروچه کردن، غرولند کردن، خشمگین ساختن، گره خوردن

۴

disconcert

مشوش کردن، دست پاچه کردن، مبهوت کردن، عدم هم آهنگى داشتن