فرهنگ آریان‌پور

پریشان

#۴۶٬۵۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

heartsick

پریشان، غمگین، ملول، دل آزرده، دل شکسته، نزار

۲

disheveled

پریشان، ژولیده، آشفته، نامرتب

۳

distressed

پریشان، غمدیده، مصیبت زده، مضطر، گرفتار

۴

dishevelled

پریشان کردن، ژولیده کردن، آشفته کردن

۵

disconsolate

پریشان، دلشکسته، تسلى ناپذیر

۶

deuced

(confounded , darned =) ـ مضطرب، پریشان، گیج، سر در گم

۷

faraway

خیلى دور، دور افتاده، پرت، پریشان

۸

worried

ناراحت، پریشان

۹

rambling

ولگردى، سر گردانى، پریشانى، بى هدفى، کردن، پرسه زدن

۱۰

depressed

دژم، دلتنگ، پریشان، افسرده، غمگین، ملول

۱۱

distressful

اندوهناک، پریشان

۱۲

messy

آشفته، به هم خورده، کثیف، شلوغ، شلوغ کار

۱۳

muddy

گل آلود، پر از گل، تیره، گلى، گلى کردن

۱۴

fraught

پر، مملو، دارا، همراه، ملازم، بار شده بار، کرایه، بار کردن

۱۵

turbulent

سرکش، گردنکش، یاغى، متلاطم، آشفته

۱۶

disorderly

بى نظم، بى ترتیب، نامنظم، مختل، شلوغ، ناامن