پریده - رنگ -
#۴۶٬۵۱۴
wan
(wand =) ـ رنگ پریده، کم خون، زرد، کم رنگ، رنگ پریده شدن یا کردن
pale
کمرنگ، رنگ پریده، رنگ رفته، بى نور، رنگ پریده شدن، رنگ رفتن، در میان نرده محصور کردن، احاطه کردن، میله دار کردن، نرده، حصار دفاعى، دفاع، ناحیه محصور، قلمرو، حدود
lurid
رنگ پریده، ترسناک، تیره، مستهجن، به طور ترسناک یاغم انگیز، موحش، شعله تیره، شعله دودنما، رنگ زرد مایل به قرمز، کم رنگ و پریده، زننده
wanly
(wandly =) ـ رنگ پریده، کم خون، زرد، کم رنگ، رنگ پریده شدن یا کردن
pallid
رنگ رفته، کم رنگ، رنگ پریده، محو
peaked
قله، به قله رسیدن، نوک، راس، کلاه نوک تیز، (مجازى) منتها درجه، حداکثر، کاکل، فرق سر، دزدیدن، تیز شدن، به صورت نوک تیز درآمدن، به نقطه اوج رسیدن، نحیف شدن peak
ghastly
ترسناک، هولناک، مخوف، شوم، رنگ پریده
colorless
بى رنگ، کم رنگ، رنگ پریده، غیر جالب، بیمزه
sallowish
رنگ پریده
colourless
بى رنگ، کم رنگ، رنگ پریده، غیر جالب، بیمزه
whey face
(whey faced =) ـ آدم رنگ پریده، رنگ پریده
whey faced
(whey face =) ـ آدم رنگ پریده، رنگ پریده