فرهنگ آریان‌پور

پری

#۴۶٬۴۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

fairy

پرى، جن، افسونگرى، ساحره

۲

fullness

پرى، سیرى

۳

fay

(elf، fairy، faith) ـ نصب کردن، موفق شدن، شوخى توهین آمیز کردن، پاک کردن جن، پرى

۴

pixy

(pixie =) ـ پرى، پریزادى که در ماهتاب مى رقصد، (مجازى) آدم بازیگوش و خطرناک، بچه شیطان

۵

pixie

(pixy =) ـ پرى، پریزادى که در ماهتاب مى رقصد، (مجازى) آدم بازیگوش و خطرناک، بچه شیطان

۶

faerie

(faery =) ـ جهان پریان، جن و پرى

۷

hob

سنبه قالب، حقه، شوخى فریب آمیز، میخ سرپهن زدن، گل میخ زدن، با سنبه یا میله بریدن، با دندانه ماشین و غیره بریدن قدیمی‌

۸

nymph

حورى، زن بسیار زیبا

۹

spirit

روح، جان، روان، رمق، روحیه، جرات، روح دادن، به سر خلق آوردن

۱۰

sprite

روح، شبح، جن، الهام

۱۱

satiety

سیرى، بى نیازى

۱۲

amplitude

فزونى، دامنه، فراخى، فراوانى، استعداد، میدان نوسان، فاصله ى زیاد، بزرگى، درشتى، انباشتگى، سیرى، کمال amplitude faery

۱۳

hobgoblin

جنى، زشت و موذى، غول، لولو، شبگرد، دزد

۱۴

plenitude

(plentitude =) ـ کمال، سرشارى، وفور، فراوانى