فرهنگ آریانپور
پری
#۴۶٬۴۷۶
fairy
پرى، جن، افسونگرى، ساحره
fullness
پرى، سیرى
fay
(elf، fairy، faith) ـ نصب کردن، موفق شدن، شوخى توهین آمیز کردن، پاک کردن جن، پرى
pixy
(pixie =) ـ پرى، پریزادى که در ماهتاب مى رقصد، (مجازى) آدم بازیگوش و خطرناک، بچه شیطان
pixie
(pixy =) ـ پرى، پریزادى که در ماهتاب مى رقصد، (مجازى) آدم بازیگوش و خطرناک، بچه شیطان
faerie
(faery =) ـ جهان پریان، جن و پرى
hob
سنبه قالب، حقه، شوخى فریب آمیز، میخ سرپهن زدن، گل میخ زدن، با سنبه یا میله بریدن، با دندانه ماشین و غیره بریدن قدیمی
nymph
حورى، زن بسیار زیبا
spirit
روح، جان، روان، رمق، روحیه، جرات، روح دادن، به سر خلق آوردن
sprite
روح، شبح، جن، الهام
satiety
سیرى، بى نیازى
amplitude
فزونى، دامنه، فراخى، فراوانى، استعداد، میدان نوسان، فاصله ى زیاد، بزرگى، درشتى، انباشتگى، سیرى، کمال amplitude faery
hobgoblin
جنى، زشت و موذى، غول، لولو، شبگرد، دزد
plenitude
(plentitude =) ـ کمال، سرشارى، وفور، فراوانى