فرهنگ آریانپور
پرورش
#۴۶٬۳۴۳
nurture
پرورش، تربیت، تغذیه، غذا، بزرگ کردن (کودک)، بار آوردن بچه، پروردن
fosterage
پرورش، گرفتن مادر رضاعى، دایه گیرى
culture
کشت میکرب در آزمایشگاه، برز، فرهنگ، پرورش، تمدن
upbringing
تربیت، پرورش، روش آموزش و پرورش بچه
breeding
(past: bred ; past participle: bred) ـ پروردن، بار آوردن، زائیدن، به دنیا آوردن، تولید کردن، تربیت کردن، فرزند، اولاد، اعقاب، جنس، نوع، گونه breed
training
قطار، دنباله، دم، آزار، رشته، سلسله، متلزمین، نظم، ترتیب، سلسله وقایع توالى، حیله جنگى، حیله، تله، فریب اغفال، تربیت کردن، پروردن، ورزیدن، فرهیختن، ورزش کردن، نشانه رفتن train
cultivation
کشت، زراعت، تربیت، تهذیب، ترویج