فرهنگ آریانپور
پرورده
#۴۶٬۳۳۴
cultured
پرورده، تربیت شده، مهذب، تحصیل کرده
breed
(past: bred ; past participle: bred) ـ پروردن، بار آوردن، زائیدن، به دنیا آوردن، تولید کردن، تربیت کردن، فرزند، اولاد، اعقاب، جنس، نوع، گونه
nutriment
تغذیه، کسب نیرو به وسیله غذا، به قوت، غذا، خوراک