فرهنگ آریان‌پور

پروردن

#۴۶٬۳۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

bred

پروردن، پروراندن، بار آوردن

۲

rear

پروردن، تربیت کردن، بلند کردن، افراشتن، نمودار شدن، عقب، پشت، دنبال

۳

feed

(past: fed ; past participle: fed) ـ خورد، خوراندن، تغذیه کردن، جلو بردن، خوراک دادن، پروردن، چراندن، خوردن، خوراک، علوفه

۴

form

ورقه، صورت، دیس، شکل، تشکیل دادن، ریخت، ترکیب، تصویر، وجه، روش، طریقه، برگه، فرم، ساختن، به شکل درآوردن، قالب کردن، پروردن، شکل گرفتن، سرشتن، فراگرفتن

۵

womb

آبسته، زهدان، بچه دان، رحم، شکم، بطن، پروردن

۶

breed

(past: bred ; past participle: bred) ـ پروردن، بار آوردن، زائیدن، به دنیا آوردن، تولید کردن، تربیت کردن، فرزند، اولاد، اعقاب، جنس، نوع، گونه

۷

train

قطار، دنباله، دم، آزار، رشته، سلسله، متلزمین، نظم، ترتیب، سلسله وقایع توالى، حیله جنگى، حیله، تله، فریب اغفال، تربیت کردن، پروردن، ورزیدن، فرهیختن، ورزش کردن، نشانه رفتن

۸

foment

برانگیختن، پروردن، تحریک کردن

۹

harbor

لنگرگاه، بندرگاه، پناهگاه، پناه دادن، پناه بردن، لنگر انداختن، پروردن

۱۰

mother

مادرى کردن، پروردن، مادر، ننه، والده، مام، سرچشمه، اصل

۱۱

harbour

لنگرگاه، بندرگاه، پناهگاه، پناه دادن، پناه بردن، لنگر انداختن، پروردن

۱۲

nurture

پرورش، تربیت، تغذیه، غذا، بزرگ کردن (کودک)، بار آوردن بچه، پروردن

۱۳

encourage

تشویق کردن، دلگرم کردن، تشجیح کردن، تقویت کردن، پیش بردن، پروردن

۱۴

propagate

گستردن، (به وسیله تولید مثل) تکثیر کردن، زیاد کردن، پروردن، قلمه زدن، منتشر کردن، انتشار دادن، پخش کردن، پخش شدن، رواج دادن

۱۵

cradle

گهواره، مهد، در گهواره قرار دادن، در چهارچوب یا کلاف قرار دادن

۱۶

nourish

قوت دادن، غذا دادن، خوراک دادن، تغذیه

۱۷

cultivate

کشت کردن، زراعت کردن (در)، ترویج کردن