پروانه
#۴۶٬۲۳۳
butterfly
پروانه، به شکل پروانه
licensure
پروانه، اجازه (بخصوص اجازه موعظه وخطابه)
fan
باد بزن، تماشاچى ورزش دوست، باد زدن، وزیدن بر، بادبزن، پروانه، بادزن، پنکه fan جانورشناسی
moth
(جانور شناسى) بید، پروانه، حشرات موذى
pass
گذشتن، عبور کردن، رد شدن، سپرى شدن، تصویب کردن، قبول شدن، رخ دادن، قبول کردن، تمام شدن، وفات کردن، پاس، سبقت گرفتن از، خطور کردن، پاس دادن، رایج شدن، اجتناب کردن، گذر، عبور، گذرگاه، راه، گردونه، گدوک، پروانه، جواز، گذرنامه، بلیط، گذراندن، تصویب شدن
paper
کاغذ، روزنامه، مقاله، جواز، پروانه، ورقه، ورق کاغذ، (به صورت جمع) اوراق، روى کاغذ نوشتن، یادداشت کردن، با کاغذ پوشاندن paper ـ (43)
billet
اجازه نامه، ورقه جیره، یادداشت مختصر، پروانه، ورقه راى را ثبت کردن، اجازه نامه جا و خوراک صادر کردن
indult
جواز، پروانه، اجازه نامه، امتیاز، فتوا
permit
اجازه دادن، مجاز کردن، روا کردن، ندیده گرفتن، پروانه، جواز، اجازه
licence
(license =) ـ اجازه، پروانه، جواز، جواز شغل، اجازه رفتن دادن، پروانه دادن، مرخص کردن
license
(licence =) ـ اجازه، پروانه، جواز، جواز شغل، اجازه رفتن دادن، پروانه دادن، مرخص کردن
permission
اجازه، اذن، رخصت، دستور، پروانه، مرخصى
torture
شکنجه، عذاب، زجر، عذاب دادن، زجر دادن
certificate
گواهینامه، شهادت نامه، سند رسمى، گواهى صادر کردن