فرهنگ آریان‌پور

پروازی

#۴۶٬۲۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

volar

وابسته به کف دست یا کف پا، کفى، پروازى

۲

flying

(past: flew ; past participle: flown) ـ مگس، حشره پردار، پرواز، پرش، پراندن، پرواز دادن، به هوا فرستادن، افراشتن، زدن، گریختن از، فرار کردن از، در اهتزاز بودن، پرواز کردن تیز هوش، چابک و زرنگ fly