فرهنگ آریانپور
پرواز کننده
#۴۶٬۲۱۴
soarer
پرواز کننده، رافع، صاعد
volant
پرواز کننده، پرنده، چابک، سبک روح، جارى
flying
(past: flew ; past participle: flown) ـ مگس، حشره پردار، پرواز، پرش، پراندن، پرواز دادن، به هوا فرستادن، افراشتن، زدن، گریختن از، فرار کردن از، در اهتزاز بودن، پرواز کردن تیز هوش، چابک و زرنگ fly