فرهنگ آریانپور
پرواز - درحال -
#۴۶٬۱۹۰
flier
(past: flew ; past participle: flown) ـ مگس، حشره پردار، پرواز، پرش، پراندن، پرواز دادن، به هوا فرستادن، افراشتن، زدن، گریختن از، فرار کردن از، در اهتزاز بودن، پرواز کردن تیز هوش، چابک و زرنگ fly
flyer
(flier =) ـ آگهى روى کاغذ کوچک، پروانه موتور، پره آسیاب، درحال پرواز، گردونه تیزرو