فرهنگ آریان‌پور

پروا کردن

#۴۶٬۱۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

balk

مرز، زمین شخم نشده، (مج) مانع، مایه ى لغزش، طفره رفتن از، امتناع ورزیدن، رد کردن، زیرش زدن

۲

heed

پروا، اعتنا، توجه، ملاحظه، رعایت، مراعات، اعتنا کردن (به)، محل گذاشتن به، ملاحظه کردن