پره
#۴۶٬۰۷۷
fin
پره ماهى، بال ماهى، پرک، (زبان عامیانه) دست، بال، پره طیاره، پر، با باله مجهز کردن
float board
پره
vane
بادنما، پره، (مجازى) کسى یا چیزى که به آسانى قابل حرکت و جنبش باشد
wing
بال، پره، قسمتى از یک بخش یا ناحیه، (علوم نظامى) گروه هوایى، هر چیزى که هوا را بر هم مى زند (مثل بال)، بال مانند، زائده حبابى، جناح، زائده پره دار، طرف، شاخه، شعبه، دسته حزبى، پرواز، پرش، بالدار کردن، پردار کردن، پیمودن
septum
تیغه، (گیاه شناسى، جانور شناسى) دیواره، جدار، عاجز، (در بینى) پره، (کالبد شکافى) حفره هاى بینى پره بینى
fimbria
ریشه، پره، حاشیه ریشه دار، شرابه
rib
دنده، تکه گوشت دنده دار، دنده دار کردن، گوشت دنده، هر چیز شبیه دنده، پشت بند زدن، مرز گذاشتن، نهر کندن، شیار دار کردن
slat
تخته باریک، لوحه سنگ باریک، توفال، سراشیبى یا نماى بام، میله، چوب مداد، میله پشت صندلى، کفل، دنده ها، توفالى، باریک، میله میله، زدن، پرتاب شدن، شکافتن، ضربه شدید
auger
مته، دیلم، زمین سوراخ کن
blade
تیغه، پهناى برگ، هر چیزى شبیه تیغه، شمشیر، استخوان پهن