فرهنگ آریان‌پور

پرنور

#۴۶٬۰۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

shiny

صیقلى، براق، آفتابى، درخشان، پرنور قیافه‌ و لبخند و غیره‌

۲

beam

شاهین ترازو، میله، شاهپر، تیر عمارت، نورافکندن، پرتو افکندن، پرتو، شعاع

۳

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى

۴

sunny

آفتابى، روشن، آفتاب رو، رو بافتاب، تابناک

۵

alight

روشن، شعله ور، سوزان، سبک کردن، راحت کردن، تخفیف دادن، روشن کردن، آتش زدن، برق زدن، پیاده شدن، فرود آمدن

۶

radiant

تابناک، متشعشع، پر جلا، درخشنده، شعاعى، ساطع

۷

luminous

درخشان، شب نما، فروزان، روشنى بخش، نورانى، تابان

۸

brilliant

تابان، مشعشع، زیرک، با استعداد، برلیان، الماس درخشان

۹

incandescent

داراى نور سیمابى، تابان