فرهنگ آریان‌پور

پرنگین

#۴۶٬۰۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

brass

برنج (فلز)، پول خرد برنجى، بى شرمى، افسر ارشد

۲

brassy

برنج مانند، برنجین، (مجازى) بى شرم، پررو، نابخرد، بى تدبیر، پست، فرومایه، بدل، قلب، به رنگ برنج