واژههای فارسی←پرنسفرهنگ آریانپورپرنس#۴۶٬۰۴۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱princeشاهزاده، ولیعهد، فرمانرواى مطلق، شاهزاده بودن، مثل شاهزاده رفتار کردن، سرورى کردنواژههای نزدیک در الفباپربودن ازمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپربورانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپربهامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپربهرهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپربیاوبرومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپربینشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر