فرهنگ آریانپور
پرنده
#۴۶٬۰۰۲
bird
پرنده، مرغ، جوجه، مرغان
fowl
مرغ، ماکیان، پرنده، پرنده را شکار کردن
jumper
جهنده، سیم جهشى، پرنده، بلوز، آستین کوتاه زنانه
volant
پرواز کننده، پرنده، چابک، سبک روح، جارى
wildlife
حیوانات وحشى، پرنده، غیر اهلى
avian
وابسته به مرغان، مرغى
flier
(past: flew ; past participle: flown) ـ مگس، حشره پردار، پرواز، پرش، پراندن، پرواز دادن، به هوا فرستادن، افراشتن، زدن، گریختن از، فرار کردن از، در اهتزاز بودن، پرواز کردن تیز هوش، چابک و زرنگ fly
flying
(past: flew ; past participle: flown) ـ مگس، حشره پردار، پرواز، پرش، پراندن، پرواز دادن، به هوا فرستادن، افراشتن، زدن، گریختن از، فرار کردن از، در اهتزاز بودن، پرواز کردن تیز هوش، چابک و زرنگ fly