فرهنگ آریان‌پور

پرنده

#۴۶٬۰۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

bird

پرنده، مرغ، جوجه، مرغان

۲

fowl

مرغ، ماکیان، پرنده، پرنده را شکار کردن

۳

jumper

جهنده، سیم جهشى، پرنده، بلوز، آستین کوتاه زنانه

۴

volant

پرواز کننده، پرنده، چابک، سبک روح، جارى

۵

wildlife

حیوانات وحشى، پرنده، غیر اهلى

۶

avian

وابسته به مرغان، مرغى

۷

flier

(past: flew ; past participle: flown) ـ مگس، حشره پردار، پرواز، پرش، پراندن، پرواز دادن، به هوا فرستادن، افراشتن، زدن، گریختن از، فرار کردن از، در اهتزاز بودن، پرواز کردن تیز هوش، چابک و زرنگ fly

۸

flying

(past: flew ; past participle: flown) ـ مگس، حشره پردار، پرواز، پرش، پراندن، پرواز دادن، به هوا فرستادن، افراشتن، زدن، گریختن از، فرار کردن از، در اهتزاز بودن، پرواز کردن تیز هوش، چابک و زرنگ fly