فرهنگ آریانپور
پرندک
#۴۵٬۹۸۷
hillock
تپه کوچک، برآمدگى در سطح صاف، پشته، گریوه، (علوم نظامى) پرندک
rise
(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز
crest
تاج، کلاله، قله، یال، بالاترین درجه، به بالاترین درجه رسیدن، ستیغ
mound
تپه، پشته، برآمدگى، خرپشته، ماهور، با خاک ریز محصور کردن، خاک ریز ساختن
ridge
برآمدگى، مرز، لبه، خط الراس، خرپشته، نوک، مرز بندى کردن، شیار دار کردن
molehill
توده خاکى که موش کور زیر زمینى درست مى کند، (مجز) تپه کوچک