فرهنگ آریانپور
پرنداخ
#۴۵٬۹۸۴
kid
بزغاله، چرم بزغاله، کودک، بچه، کوچولو، دست انداختن، مسخره کردن
hide
(past: hid ; past participle: hidden) ـ پوست، پوست خام گاو و گوسفند و غیره، چرم، پنهان کردن، پوشیدن، مخفى نگاه داشتن، پنهان شدن، نهفتن، پوست کندن، (مجازى) سخت شلاق زدن
chamois
(chamois & chamoix =) ـ چرم بسیار نازک از پوست گوسفند و بز و گوزن، نوعى رنگ زرد، (جانور شناسى) شوکا، بزکوهى
leather
چرم، بند چرمى، قیش، قیش چرمى، چرمى کردن، چرم گذاشتن به، شلاق زدن
calfskin
پوست گوساله، تیماج