فرهنگ آریان‌پور

پرنداخ

#۴۵٬۹۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

kid

بزغاله، چرم بزغاله، کودک، بچه، کوچولو، دست انداختن، مسخره کردن

۲

hide

(past: hid ; past participle: hidden) ـ پوست، پوست خام گاو و گوسفند و غیره، چرم، پنهان کردن، پوشیدن، مخفى نگاه داشتن، پنهان شدن، نهفتن، پوست کندن، (مجازى) سخت شلاق زدن

۳

chamois

(chamois & chamoix =) ـ چرم بسیار نازک از پوست گوسفند و بز و گوزن، نوعى رنگ زرد، (جانور شناسى) شوکا، بزکوهى

۴

leather

چرم، بند چرمى، قیش، قیش چرمى، چرمى کردن، چرم گذاشتن به، شلاق زدن

۵

calfskin

پوست گوساله، تیماج