فرهنگ آریانپور
پرمهارت
#۴۵٬۹۶۶
mean
(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین
nice
نازنین، دلپسند، خوب، دلپذیر، مطلوب، مودب، نجیب
delicate
ظریف، خوشمزه، لطیف، نازک بین، حساس