واژههای فارسی←پرماسیدنیفرهنگ آریانپورپرماسیدنی#۴۵٬۹۳۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱palpableپرماس پذیر، پرماسیدنى، حس کردنى، قابل لمس، آشکار، واضح۲corporealجسمانى، جسمى، مادى، بدنى، داراى مادهواژههای نزدیک در الفباپربودن ازمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپربورانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپربهامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپربهرهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپربیاوبرومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپربینشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر