فرهنگ آریان‌پور

پرماس پذیر

#۴۵٬۹۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

palpable

پرماس پذیر، پرماسیدنى، حس کردنى، قابل لمس، آشکار، واضح

۲

tactile

لمس کردنى، وابسته به حس بساوایى، لامسه اى

۳

concrete

سفت کردن، با شفته اندودن یا ساختن، به هم پیوستن، ساروج کردن واقعى، به هم چسبیده، سفت، بتون، ساروج شنى، اسم ذات

۴

tangible

قابل لمس، محسوس، پر ماس پذیر، لمس کردنى tangibly