فرهنگ آریانپور
پرگو
#۴۵٬۹۰۴
loquacious
پرگو، وراج، پرحرف
verbalizer
پرگو، درازگو
prolix
دراز، طولانى، خسته کننده، روده دراز، پرگو
blellum
آدم بیکار و تنبل، پرگو
verbose
دراز، مطول، دراز نویس، درازگو، پرگو
talkative
بسگوى، پرگو، پرحرف، وراج، پرچانه
blabbermouth
حرف، وراج، پرگو
long winded
دراز نفس، پرچانه، پرگو، (علوم نظامى) مستلزم وقت زیاد
diffuse
منتشر شده، پراکنده، پخش شده، افشانده، افشاندن، پخش کردن، (مجازى) منتشر کردن
garrulous
پر حرف