فرهنگ آریان‌پور

پرکردن

#۴۵٬۸۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

stud

گل میخ، قپه، دکمه سردست، دسته، اسب تخمى، حیوانى که براى اصلاح نژاد نگهدارى مى شود، داربست، میخ زدن، نشاندن، آراستن، مرصع کردن، پر کردن

۲

store

انباره، انبار کردن، ذخیره کردن، انبار، مخزن، ذخیره، اندوخته، موجودى، مغازه، دکان، فروشگاه، اندوختن

۳

stuff

چیز، ماده، کالا، جنس، مصالح، پارچه، چرند، پر کردن، تپاندن، چپاندن، انباشتن

۴

suffuse

پر کردن، فرا گرفتن، پوشاندن، اشباع کردن