فرهنگ آریان‌پور

پرکار

#۴۵٬۸۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

hard working

پرکار، زحمت کش

۲

high wrought

پرکار، صنعتى، با استادى ساخته شده، شدید

۳

swot

کارگر زحمتکش، پرکار، حفار، حفر کننده، خرد کننده، خرد کردن، جان کندن

۴

operous

پرزحمت، پرکار، دشوار

۵

prolific

پرزا، حاصلخیز، بارور، نیرومند، پرکار، فراوان

۶

laborious

زحمت کش، ساعى، دشوار، پرزحمت

۷

industrious

ماهر، زبر دست، ساعى، کوشا