فرهنگ آریان‌پور

پرطنین

#۴۵٬۷۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

reboant

داراى واکنش، عود کننده، پرطنین

۲

sonorant

پرصدا، پرطنین

۳

rich

حقا، کاملاً، خوب، فراوان، بسیار

۴

round

گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد

۵

plangent

(در مورد صدا) پیچنده و پر ارتعاش، پر صدا

۶

resonant

تشدید شده، طنین دار

۷

resounding

منعکس کردن، پژواک یا انعکاس صدا