فرهنگ آریان‌پور

پرشتاب

#۴۵٬۷۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

fast

تند، تندرو، سریع السیر، جلد و چابک، رنگ نرو، پایدار، باوفا، سفت، روزه، روزه گرفتن، فوراً

۲

crash

خرد کردن، درهم شکستن، ریز ریز شدن، سقوط کردن هواپیما، ناخوانده وارد شدن، صداى بلند یا ناگهانى (در اثر شکستن)، سقوط

۳

precipitous

شتابناک، از روى عجله، بى مهابا