فرهنگ آریان‌پور

پرسیدن

#۴۵٬۷۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

ask

پرسیدن، جویا شدن، خواهش کردن، براى چیزى بى تاب شدن، طلبیدن، خواستن، دعوت کردن

۲

query

(quaere =) ـ جستار، سوال، تحقیق و باز جویى کردن، پرسیدن، استنطاق کردن، پرسش، تردید، استفسار، پرس و جو

۳

targe

(اسکاتلند) آماج، هدف، سپر، سند، زدن، پرسیدن

۴

question

سوال، پرسش، استفهام، مسئله، موضوع، پرسیدن، تحقیق کردن، تردید کردن در

۵

put

(past: put ; past participle: put) ـ گذاردن، قرار دادن، عذاب دادن، تقدیم داشتن، ارائه دادن، در اصطلاح یا عبارت خاصى قرار دادن، ترجمه کردن، تعبیر کردن، عازم کارى شدن، به فعالیت پرداختن، به کار بردن، منصوب کردن واداشتن، ترغیب کردن، متصف کردن، فرض کردن، ثبت کردن، تعویض کردن، انداختن، پرتاب، سعى، مستقر