فرهنگ آریان‌پور

پرسه زدن

#۴۵٬۷۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

roam

پرسه زدن، تکاپو، گشتن، سیر کردن، گردیدن، سرگردانى

۲

rove

پرسه زدن، آواره شدن، راهزنى دریایى کردن، گردش کردن، ول گردیدن، سرگردانى و بى هدفى

۳

prog

سیخونک زدن، با میخ نوک تیز فشار دادن، پرسه زدن، خزیدن، کاوش کردن

۴

swan

(جانور شناسى) قو، دجاجه، متعجب شدن، پرسه زدن، اظهار کردن

۵

prowl

درپى شکار گشتن، پرسه زدن، تلاش، پرسه، جستجو، تکاپو، سرقت

۶

scamp

(معنى مجازى) دزد سرگردنه، راهزن (سواره)، آدم رذل، بچه بد ذات و شیطان، عبوراً چیزى را لمس کردن، پرسه زدن، ور رفتن

۷

potter

کوزه گر، سفالگر، دیگ ساز، مزاحم شدن، مصدع شدن، پرسه زدن

۸

ramble

ولگردى، سر گردانى، پریشانى، بى هدفى، کردن، پرسه زدن

۹

saunter

ولگردى کردن، پرسه زدن، گردش

۱۰

stravage

(stravaig =) ـ سرگردان بودن، بى هدف بودن، پرسه زدن

۱۱

stravaig

(stravage =) ـ سرگردان بودن، بى هدف بودن، پرسه زدن

۱۲

knock about

سرو صدا ایجاد کردن، پرسه زدن، نامرتب زندگى کردن

۱۳

hover

درحال توقف پر زدن، پلکیدن، شناور و آویزان بودن، در تردید بودن، منتظر شدن

۱۴

cruise

سفر دریایى، گشت زدن

۱۵

loiter

درنگ کردن، تاخیر کردن، دیر پائیدن، پا به پا ور کردن، معطل کردن، با تنبلى حرکت کردن کسى که در رفتن تعلل کند، پرسه زن

۱۶

linger

درنگ کردن، تاخیر کردن، دیر رفتن، مردد بودن، دم آخر را گذراندن

۱۷

ambulate

راه رفتن، حرکت کردن، درحرکت بودن