اراده
#۴٬۵۶۹
animus
اراده، قصد، نیت، روح دشمنى و غرض، عناد
will
خواست، اراده، میل، خواهش، آرزو، نیت، قصد، وصیت، وصیت نامه، خواستن، اراده کردن، وصیت کردن، میل کردن، فعل کمکى " خواهم "
nisus
تقلا، اراده، تمایل، میل
volition
خواست، اراده، از روى قصد و رضا، از روى اراده
willpower
عزم راسخ، تصمیم جدى، نیروى اراده
purpose
منظور، مقصود، عمد، قصد، عزم، هدف، پیشنهاد، در نظر داشتن، قصد داشتن، پیشنهاد کردن، نیت purpose resoluteness
resolve
رفع کردن، مقرر داشتن، تصمیم گرفتن، راى دادن singlemindedness
backbone
تیره ى پشت، ستون فقرات، (مجازى) پشت، استقامت، استوارى، استحکام
decision
عزم، تصمیم، حکم دادگاه، داورى
stability
پایایى، پایدارى، (stableness) استوارى، استحکام، ثبات
resolution
تفکیک پذیرى، دقت، تصمیم، رفع، تحلیل، تجزیه، حل، نتیجه، ثبات قدم، عزم، قصد، نیت، تصویب
determination
تعیین، عزم، تصمیم، قصد
landing gear
چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن آن را تحمل مى کند، عراده هواپیما، وسایل فرود آمدن