فرهنگ آریان‌پور

پرسش‌ کردن

#۴۵٬۶۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

inquire

(enquire =) ـ پرسش کردن، جویا شدن، باز جویى کردن، رسیدگى کردن، تحقیق کردن، امتحان کردن، استنطاق کردن

۲

ask

پرسیدن، جویا شدن، خواهش کردن، براى چیزى بى تاب شدن، طلبیدن، خواستن، دعوت کردن

۳

question

سوال، پرسش، استفهام، مسئله، موضوع، پرسیدن، تحقیق کردن، تردید کردن در

۴

interrogate

بازپرسى کردن، استنطاق کردن، تحقیق کردن، باز جویى کردن