فرهنگ آریان‌پور

پرستاری کردن

#۴۵٬۵۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

tend

نگهدارى کردن از، وجه کردن، پرستارى کردن، مواظب بودن، متمایل بودن به، گرایش داشتن، گرائیدن، میل کردن

۲

nurse

پرستار، دایه، مهد، پرورشگاه، پروراندن، پرستارى کردن، شیر خوردن، باصرفه جویى یا دقت به کار بردن

۳

minister

وزیر، وزیر مختار، کشیش کمک کردن، خدمت کردن، پرستارى کردن، بخش کردن

۴

wet nurse

دایه، دایگى (کردن)، پرستارى کردن