فرهنگ آریان‌پور

پرستار

#۴۵٬۵۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

nurse

پرستار، دایه، مهد، پرورشگاه، پروراندن، پرستارى کردن، شیر خوردن، باصرفه جویى یا دقت به کار بردن

۲

foster

غذا، نسل، بچه سر راهى، پرستار، دایه، غذا دادن، شیر دادن، پرورش دادن

۳

sister

خواهر، همشیره، پرستار، دختر تارک دنیا، خواهرى کردن

۴

minder

مباشر

۵

attendant

سرپرست، همراه، ملازم، مواظب، وابسته