فرهنگ آریانپور
پرستار
#۴۵٬۵۶۱
nurse
پرستار، دایه، مهد، پرورشگاه، پروراندن، پرستارى کردن، شیر خوردن، باصرفه جویى یا دقت به کار بردن
foster
غذا، نسل، بچه سر راهى، پرستار، دایه، غذا دادن، شیر دادن، پرورش دادن
sister
خواهر، همشیره، پرستار، دختر تارک دنیا، خواهرى کردن
minder
مباشر
attendant
سرپرست، همراه، ملازم، مواظب، وابسته