فرهنگ آریانپور
پرزرق و برق
#۴۵٬۴۸۹
splendid
(splendidly =) ـ باشکوه، با جلال، عالى، براق، پرزرق و برق
clinquant
داراى پولک زرى، پرزرق و برق، پولکدار
splendidly
(splendid =) ـ باشکوه، با جلال، عالى، براق، پرزرق و برق
flash
تلالوء، تاباندن، برق، روشنایى مختصر، یک آن، لحظه، بروز ناگهانى، جلوه، تشعشع، برق زدن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، فلاش عکاسى
plushy
خواب دار، مخملى، مجلل خودمانی
snazzy
بسیار جالب، بسیار جاذب
flashy
درخشانى، نمایشى، زرق و برقى
ornate
بیش از حد آراسته، مزین، مصنوع، پر آب و تاب
tawdry
زرق و برق دار، جلف، مزخرف
fanciful
خیالى، پر اوهام
trumpery
خرده ریز، خرت و پرت، سخن مهمل، زرق و برق دار، نادان فریب، خوش ظاهر، چرند
luxurious
خوش گذران، داراى زندگى تجملى، مجلل
pretentious
پرمدعا، پرجلوه، پر ادعا و متظاهر