فرهنگ آریان‌پور

پرزرق و برق

#۴۵٬۴۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

splendid

(splendidly =) ـ باشکوه، با جلال، عالى، براق، پرزرق و برق

۲

clinquant

داراى پولک زرى، پرزرق و برق، پولکدار

۳

splendidly

(splendid =) ـ باشکوه، با جلال، عالى، براق، پرزرق و برق

۴

flash

تلالوء، تاباندن، برق، روشنایى مختصر، یک آن، لحظه، بروز ناگهانى، جلوه، تشعشع، برق زدن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، فلاش عکاسى

۵

plushy

خواب دار، مخملى، مجلل خودمانی‌

۶

snazzy

بسیار جالب، بسیار جاذب

۷

flashy

درخشانى، نمایشى، زرق و برقى

۸

ornate

بیش از حد آراسته، مزین، مصنوع، پر آب و تاب

۹

tawdry

زرق و برق دار، جلف، مزخرف

۱۰

fanciful

خیالى، پر اوهام

۱۱

trumpery

خرده ریز، خرت و پرت، سخن مهمل، زرق و برق دار، نادان فریب، خوش ظاهر، چرند

۱۲

luxurious

خوش گذران، داراى زندگى تجملى، مجلل

۱۳

pretentious

پرمدعا، پرجلوه، پر ادعا و متظاهر