پرده
#۴۵٬۳۶۸
purdah
پرده، براى پوشیدن زنان از دیدار مردان بویژه در هند، پارچه پرده اى
screen
پرده، روى پرده افکندن، غربال، غربال کردن، پرده سینما، صفحه تلویزیون، دیوار، تخته حفاظ، تور سیمى، پنجره تورى دار، الک کردن، تور سیمى نصب کردن (به در و پنجره)، روى پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن
curtain
پرده، جدار، دیوار، حجاجب، غشاء، (مجازى) مانع
act
کنش، فعل، کردار، عمل، کار، حقیقت، امر مسلم، فرمان قانون، تصویب نامه، اعلامیه، (حقوق) سند، پیمان، رساله، سرگذشت، پرده ى نمایش (مثل پرده ى اول) ـ کنش کردن، کار کردن، عمل کردن، جان دادن، روح دادن، برانگیختن، رفتار کردن، اثر کردن، بازى کردن، نمایش دادن
pall
پارچه ضخیم روى تابوت یا قبر، تابوت محتوى مرده، حایل، پرده، با پرده یا روپوش پوشاندن، بیزار شدن، بیذوق شدن، ضعیف شدن، ضعیف کردن
veil
حجاب، پرده، نقاب، چادر، پوشاندن، حجاب زدن، پرده زدن، مستوریا پنهان کردن واژه هاى شامل
blind
کور، نابینا، تاریک، ناپیدا، غیر خوانایى، بى بصیرت کور کردن، خیره کردن، درز یا راه (چیزى را) گرفتن، (مجازى) اغفال کردن چشم بند، پناه، سنگر، مخفى گاه، هر چیزى که مانع عبور نور شود، پرده، در پوش
tympan
(tympanon =) ـ طبل، جبهه کلیسا، پرده، غشاء
membrane
پوشه، غشاء، شامه، پرده، پوست، پوسته membrane در تئاتر و اپرا
patagium
پوسته، پرده، شامه، پرده پاى پرندگان
tympanon
(tympan =) ـ طبل، جبهه کلیسا، پرده، غشاء
web
تار عنکبوت، بافت یا نسج، تار، منسوج، بافته، تنیدن web زیست شناسی کالبد شناسی
fret
اذیت، اخم، ترشرویى، تحریک، تهییج، هیجان، بى حوصلگى، جیغ، فریاد، داراى نقشه هاى پیچ در پیچ کردن، جور به جور کردن، گلابتون دوزى کردن، اخم کردن، پوست را بردن، کج خلقى کردن، سائیده شدن، هایهو کردن، جویدن، مجروح کردن، رنگ آمیزى کردن کامپیوتر