فرهنگ آریان‌پور

پرداخت کردن

#۴۵٬۲۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

furbish

پرداخت کردن، پاک کردن، جلا دادن، تجدید کردن، صورت تازه دادن به، تجدید نظر کردن در

۲

pay off

پرداخت کردن (تمام دیون)، تادیه کردن، تسویه کردن، پرداخت، منفعت، جزاى کیفر، نتیجه نهایى

۳

file

سوهان، آهن ساى، سوهان زدن، سائیدن، (مجازى) پرداخت کردن، پرونده، دسته کاغذهاى مرتب، (معنى مجازى) صورت، فهرست، قطار، صف، در پرونده گذاشتن، در بایگانى نگاه داشتن، ضبط کردن، در صف راه رفتن، رژه رفتن، بایگانى کردن file ـ (42)

۴

give

(past: gave ; past participle: given) ـ واگذار کردن، دادن (به)، بخشیدن، دهش، دادن، پرداخت کردن، اتفاق افتادن، فدا کردن، ارائه دادن، بمعرض نمایش گذاشتن، رساندن، تخصیص دادن، نسبت دادن به، بیان کردن، شرح دادن، افکندن، گریه کردن

۵

scour

پاک کردن، شستن، صابون زدن، صیقلى کردن، تطهیر کردن، پرداخت کردن، زدودن، تکاپو کردن، جستجو کردن

۶

spend

(past: spent ; past participle: spent) ـ صرف کردن، پرداخت کردن، خرج کردن، تحلیل رفتن قوا، تمام شدن، صرف شدن

۷

buffer

میانگیر، سپر، ضربت خور، حایل، پرداخت کردن، استفاده از میانگیر

۸

burnish

جلا دادن، پرداخت کردن، صیقل دادن، جلا، صیقل

۹

disburse

پرداختن، خرج کردن، پرداخت، خرج، پرداخت کردن

۱۰

paid

(past: paid ; past participle: paid) ـ پرداختن، دادن، کار سازى داشتن، بجا آوردن، انجام دادن، تلافى کردن، پول دادن، پرداخت، حقوق ماهیانه، اجرت، وابسته به پرداخت pay