فرهنگ آریان‌پور

پرداخت - موعد -

#۴۵٬۲۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

due

بدهى، قابل پرداخت، مقتضى، مقرر، حق، ناشى از، موعد پرداخت، سر رسد، حقوق، عوارض، پرداختنى

۲

issue

بر آمد، پى آمد، نشریه، فرستادن، بیرون آمدن، خارج شدن، صادر شدن، ناشى شدن، انتشار دادن، رواج دادن، نژاد، نوع، عمل، کردار، اولاد، نتیجه بحث، موضوع، شماره

۳

transmittal

(transmittance، transmittancy) انتقال، سرایت، عبور، ارسال، مخابره، پراکنش

۴

quarter day

روز پرداخت قسط، موعد پرداخت