فرهنگ آریان‌پور

پرداخت - قابل -

#۴۵٬۲۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

due

بدهى، قابل پرداخت، مقتضى، مقرر، حق، ناشى از، موعد پرداخت، سر رسد، حقوق، عوارض، پرداختنى

۲

payable

پرداختنى، قابل پرداخت

۳

exigible

(حقوق) مقتضى، قابل مطالبه، قابل پرداخت، قابل تقاضا، قابل ادعا، خواستنى، مطالبه کردنى

۴

solvable

حل شدنى، محلول، (معنى مجازى) قادر بتادیه وام، واریز شدنى، قابل پرداخت، حل پذیر، قابل حل

۵

remittable

قابل پرداخت

۶

reimbursable

قابل پرداخت