فرهنگ آریان‌پور

پرداخت - اماده -

#۴۵٬۲۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

spot

خال، نقطه، لک، موضع، بجا آوردن، مکان، محل، لکه، زمان مختصر، لحظه، لکه دار کردن یاشدن، با خال تزیین کردن، در نظر گرفتن، کشف کردن، آماده پرداخت، فورى