فرهنگ آریان‌پور

پرداخت - وابسته به-

#۴۵٬۲۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

pay

(past: paid ; past participle: paid) ـ پرداختن، دادن، کار سازى داشتن، بجا آوردن، انجام دادن، تلافى کردن، پول دادن، پرداخت، حقوق ماهیانه، اجرت، وابسته به پرداخت