فرهنگ آریان‌پور

پرخشونت

#۴۵٬۱۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

rough

زبر، خشن، درشت، زمخت، ناهموار، ناهنجار، دست مالى کردن، به هم زدن، زمخت کردن rough roughandtumble

۲

sharp

تیز، هشیار، دیز، نوک دار، تند، زننده، زیرک، تیز کردن

۳

tough

پى مانند، سفت، محکم، شق، با اسطقس، خشن، شدید، زمخت، با دوام، سخت، دشوار

۴

stormy

توفانى، کولاک دار، پر آشوب