پرخاش
#۴۵٬۱۶۲
quarrel
پرخاش، نزاع، دعوى، دعوا، ستیزه، اختلاف، گله، نزاع کردن، دعوى کردن، ستیزه کردن
invective
پرخاش، سخن حمله آمیز، طعن، ناسزا گویى
ruff
(ruffe =) ـ یقه گرد و حلقوى چین دار مردان و زنان قرون 16 و 17 میلادى، غرور، تکبر، پرخاش، تاه کردن، چروک کردن، ناهموار کردن
ruffe
(ruff =) ـ یقه گرد و حلقوى چین دار مردان و زنان قرون 16 و 17 میلادى، غرور، تکبر، پرخاش، تاه کردن، چروک کردن، ناهموار کردن
snap
بشکن، گسیختن، قاپیدن، گاز ناگهانى سگ، قزن قفلى، گیره فنرى، لقمه، یک گاز، مهر زنى، قالب زنى، چفت، قفل کیف و غیره، عجله، شتابزدگى، ناگهانى، بى مقدمه، گاز گرفتن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیش دار گفتن، عوعو کردن
snarl
تله، کمند، گره، گرفتارى، گوریدگى، شوریدگى، بغرنجى، برجسته کردن، نمودار کردن، بغرنج کردن، دندان قروچه کردن، غرولند کردن، خشمگین ساختن، گره خوردن
flounce
حرکت تند و ناگهانى (بدن)، جست و خیز، چین دار کردن حاشیه لباس، پرت کردن، تقلا کردن، جولان
protest
اعتراض، پروتست، واخواست رسمى، شکایت، واخواست کردن، اعتراض کردن
exclamation
فریاد، بانگ، علامت تعجب، حرف ندا
fulmination
غرش، فحاشى، تهدید