فرهنگ آریان‌پور

پرخاش

#۴۵٬۱۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

quarrel

پرخاش، نزاع، دعوى، دعوا، ستیزه، اختلاف، گله، نزاع کردن، دعوى کردن، ستیزه کردن

۲

invective

پرخاش، سخن حمله آمیز، طعن، ناسزا گویى

۳

ruff

(ruffe =) ـ یقه گرد و حلقوى چین دار مردان و زنان قرون 16 و 17 میلادى، غرور، تکبر، پرخاش، تاه کردن، چروک کردن، ناهموار کردن

۴

ruffe

(ruff =) ـ یقه گرد و حلقوى چین دار مردان و زنان قرون 16 و 17 میلادى، غرور، تکبر، پرخاش، تاه کردن، چروک کردن، ناهموار کردن

۵

snap

بشکن، گسیختن، قاپیدن، گاز ناگهانى سگ، قزن قفلى، گیره فنرى، لقمه، یک گاز، مهر زنى، قالب زنى، چفت، قفل کیف و غیره، عجله، شتابزدگى، ناگهانى، بى مقدمه، گاز گرفتن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیش دار گفتن، عوعو کردن

۶

snarl

تله، کمند، گره، گرفتارى، گوریدگى، شوریدگى، بغرنجى، برجسته کردن، نمودار کردن، بغرنج کردن، دندان قروچه کردن، غرولند کردن، خشمگین ساختن، گره خوردن

۷

flounce

حرکت تند و ناگهانى (بدن)، جست و خیز، چین دار کردن حاشیه لباس، پرت کردن، تقلا کردن، جولان

۸

protest

اعتراض، پروتست، واخواست رسمى، شکایت، واخواست کردن، اعتراض کردن

۹

exclamation

فریاد، بانگ، علامت تعجب، حرف ندا

۱۰

fulmination

غرش، فحاشى، تهدید