فرهنگ آریان‌پور

پرچین

#۴۵٬۱۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

haw

پرچین، حصار، محوطه، (گیاه شناسى) کویج، کیالک، میوه ولیک، ملاولیک، چیز بى ارزش، گیر کردن، من من کردن، گیر در صحبت، درنگ، فرمان حرکت (به یک دسته یاتیم) دادن، گله گوسفند و غیره، دست چپ رفتن، دست چپ بردن، به دست چپ، دست چپ برگ

۲

fence

حصار، دیوار، پرچین، محجر، سپر، شمشیر بازى، خاکریز، پناه دادن، حفظ کردن، نرده کشیدن، شمشیر بازى کردن

۳

hedge

چپر، خارپشته، پرچین، حصار، راه بند، مانع، پرچین ساختن، خاربست درست کردن، احاطه کردن، طفره زدن، از زیر (چیزى) در رفتن

۴

palisade

صخره ى مشرف بر رودخانه، محجر، پرچین، با پرچین احاطه کردن

۵

hedgerow

ردیف بوته هاى پرچین، سیاج بند، ردیف خاربن

۶

paling

یار، شریک، همدست، رفیق شدن