پرچم
#۴۵٬۰۷۶
flag
پرچم، بیرق، علم، دم انبوه و پشمالوى سگ، زنبق، برگ شمشیرى، سنگ فرش، جاده سنگ فرش، پرچم دار کردن، پرچم زدن به، با پرچم علامت دادن، سنگفرش کردن، پایین افتادن، سست شدن، از پا افتادن، پژمرده کردن
banner
پرچم، بیرق، نشان، علامت، علم، درفش
pennon
پرچم مثلثى شکل قرون وسطى
union jack
پرچم ملى انگلیس
whiff
دروغ گفتن، دروغ در چیزى گفتن، چاخان، باد، نفخه، بو، دود، وزش، پف، پرچم، با صداى پف حرکت دادن، وزیدن، وزاندن colors
stamen
(گیاه شناسى) پرچم، جرثومه نر گیاه، پود
blazon
اعلام کردن، جلوه دادن، منتشر کردن، آراستن، نشان خانوادگى، سپر، پرچم
ensign
نشان، پرچم، علم، پرچم دار، (آمر) ناوبان دوم، اشاره، دسته، گروه، سربازى که حامل پرچم است رنگ آبى کمرنگ
stamina
بنیه، نیروى حیاتى، طاقت، استقامت، پرچم
standard
متعارف، معیار، استاندارد، همگون، الگو، قالب، مقرر، قانونى، نمونه قبول شده، معین، متعارفى، نشان، پرچم، متداول، مرسوم
vexillum
درفش، پرچم نصب شده در میدان، پرچم، بیرق، نشان
oriflamme
شعله زرین، قوت قلب، چیز برجسته، پرچم، درفش
pregnant
آبستن، باردار، حامله، آماده اختراز، پر معنى، در بر دارنده، باد کننده