فرهنگ آریان‌پور

پرچم

#۴۵٬۰۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

flag

پرچم، بیرق، علم، دم انبوه و پشمالوى سگ، زنبق، برگ شمشیرى، سنگ فرش، جاده سنگ فرش، پرچم دار کردن، پرچم زدن به، با پرچم علامت دادن، سنگفرش کردن، پایین افتادن، سست شدن، از پا افتادن، پژمرده کردن

۲

banner

پرچم، بیرق، نشان، علامت، علم، درفش

۳

pennon

پرچم مثلثى شکل قرون وسطى

۴

union jack

پرچم ملى انگلیس

۵

whiff

دروغ گفتن، دروغ در چیزى گفتن، چاخان، باد، نفخه، بو، دود، وزش، پف، پرچم، با صداى پف حرکت دادن، وزیدن، وزاندن colors

۶

stamen

(گیاه شناسى) پرچم، جرثومه نر گیاه، پود

۷

blazon

اعلام کردن، جلوه دادن، منتشر کردن، آراستن، نشان خانوادگى، سپر، پرچم

۸

ensign

نشان، پرچم، علم، پرچم دار، (آمر) ناوبان دوم، اشاره، دسته، گروه، سربازى که حامل پرچم است رنگ آبى کمرنگ

۹

stamina

بنیه، نیروى حیاتى، طاقت، استقامت، پرچم

۱۰

standard

متعارف، معیار، استاندارد، همگون، الگو، قالب، مقرر، قانونى، نمونه قبول شده، معین، متعارفى، نشان، پرچم، متداول، مرسوم

۱۱

vexillum

درفش، پرچم نصب شده در میدان، پرچم، بیرق، نشان

۱۲

oriflamme

شعله زرین، قوت قلب، چیز برجسته، پرچم، درفش

۱۳

pregnant

آبستن، باردار، حامله، آماده اختراز، پر معنى، در بر دارنده، باد کننده