فرهنگ آریان‌پور

پرتو افکندن

#۴۴٬۹۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

luminesce

پرتو افکندن، ساطع شدن

۲

beam

شاهین ترازو، میله، شاهپر، تیر عمارت، نورافکندن، پرتو افکندن، پرتو، شعاع

۳

shaft

میله، محور، استوانه، بدنه، چوبه، قلم، سابقه، دسته، چوب، تیر، پرتو، چاه، دودکش، بادکش، نیزه، خدنگ، گلوله، ستون، تیر انداختن، پرتو افکندن

۴

radiate

تابیدن، پرتو افکندن، شعاع افکندن، متشعشع شدن

۵

eradiate

(radiate =) ـ تابیدن، پرتو افکندن