فرهنگ آریانپور
پرتو
#۴۴٬۹۷۶
rayon
پرتو، ابریشم مصنوعى، ریون
ray
شعاع، پرتو، روشنایى، تشعشع، اشعه تابشى، برق زدن، درخشیدن، تشعشع داشتن، (جانور شناسى) ماهى چهار گوش عمق زى که از حلزون تغذیه مى کند
beam
شاهین ترازو، میله، شاهپر، تیر عمارت، نورافکندن، پرتو افکندن، پرتو، شعاع
aegis
سپر، پرتو، ظل
shaft
میله، محور، استوانه، بدنه، چوبه، قلم، سابقه، دسته، چوب، تیر، پرتو، چاه، دودکش، بادکش، نیزه، خدنگ، گلوله، ستون، تیر انداختن، پرتو افکندن
radiance
(radiancy =) ـ شید، تابندگى، تشعشع، درخشندگى، پرتو
radiancy
(radiance =) ـ شید، تابندگى، تشعشع، درخشندگى، پرتو
radiation
(radiational =) ـ تابش، پرتو افشانى، تشعشع، برق، جلا
light
به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى